خرید بک لینک

مرا بی احساس می خواند

و نگاه سرد و بی تفاوتم را محکوم می کند...

محکومم می کند به سنگدلی...

به بی رحمی...

و نمی داند در این دلِ سنگ چه ها می گذرد...

خسته ام از دیدن گریه ی دخترانی که

خیال می کنند تنشان بهایی ندارد در برابر عظمت عشق...

و بی هیچ ترسی از فردا آن را می سپارند

به پسرانی که در قهقه ی مستانه شان آنها را "عشق من" می نامند...

فردایی که نمی دانند به جای "عشق من"

"فاحشه" خوانده می شوند...

برچسب: نویسنده: محمد تاريخ: جمعه 23 / 1 ساعت: 6:52

صفحه بندی